أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

112

قانون ( فارسى )

مردان اخته شده را مثال آورديم . زنان يا مردان اخته شده كمتر به سرطاسى مبتلا مىشوند . حالت سوم كه گفتيم مادهء گوهر مو به جايگاه مخصوص مىرسد ، باقى مىماند ، اما فاسد مىشود ، چندين سبب دارد . الف - خلط بدجنس و پليد در جايگاه رويش مو كمين كرده و همين‌كه گوهر مو با وى برخورد كرد تباه و فاسد مىشود ؛ چنان كه در بيماريهاى داء الحيه ( درد مار يا ريزش موى و پوسته انداختن ) و داء الثعلب ( درد روباه يا ريزش موى بدون پوسته‌اندازى ) ديده مىشود . ب - قرحه يا زخمهاى بدجنس و پليد خوره‌اى سبب فاسد شدن گوهر آفرينش مو مىشوند ؛ چنان كه در بعضى از حالات كچلى ( كل شدن ) مشاهده مىگردد . سرطاسى بسيار صعب العلاج است ، هرچند احتمال دارد كه وقتى هنوز شروع نشده يا شروع شده و زود به معالجه‌اش بپردازند و به تأخير نيفتد ، بتوان از آن پيش‌گيرى كرد . بقراط مىفرمايد : « كسى سرش طاس شده بود ، به بيمارى پاغر مبتلا شد و موى بر جاى طاس شده باز روييد . » حتما منظورش همان حالت درد روباه و امثال آن بوده كه خوب شده است . موى ابروان و مژه‌ها كمتر و ديرتر از موهاى ديگر بدن مىريزند ؛ زيرا رويشگاه موى ابروى و مژه سفت و كركركى است و در امانند . و هم از اين سبب است كه سر طاسى دير به سراغ اهل حبشه و زنگيان مىآيد ؛ زيرا پوستشان موها را محكم دربرگرفته است . پوستى كه بر پشت انسان است سوراخهاى چنانى ندارد كه مو از آن سر برآورد . اين است كه مىبينى موى بر پشت كم است و آنچه هست به سرعت نمىريزد و تنك نمىشود . كسانى كه حروف سين و را و غيره را خوب ادا نمىكنند ، به سرطاسى مبتلا نمىشوند ؛ زيرا مغزشان بسيار رطوبى است . و هم از اين ترمزاجى مغز است كه از اثر مواد ناباب كه از بالا سرازير مىشوند ، اكثرا به ذرب « 1 » مبتلا مىشوند . فصل سوم نگهدارى مو داروهايى كه براى نگهدارى از مو كه نگذارد بريزد ، مفيدند . عبارت از داروهايى هستند كه حرارت نرم برسانند و جذب‌كننده باشند و نيروى گيرندگى در برداشته باشند و خاصيت نگهدارى مو در آنها باشد . سابقا در كتاب دوم قانون در ليست داروهاى تكى و ساده چنين داروهايى را كه تك استعمال مىشوند ذكر كرديم . و در كتاب پنجم قانون كه اقرابادين ( داروسازى ) است ، داروهاى تركيبى مفيد در اين زمينه را شرح داده‌ايم . در اينجا داروهايى را كه در اين بحث ويژه سزاوار يادآورى

--> ( 1 ) - ذرب : فساد معده . ذرب : غده مانندى كه در گردن به هم مىآيد - المنجد .